Friday, February 27, 2009

دورنمای عرضه و تقاضای مسکن از دیدگاه ریاست جمهوری

براساس تحلیلی که در فصلنامه تخصصی «دولت اسلامی» ارگان مرکز پژوهش های ریاست جمهوری درج شده است، بازار مسکن کشور در پنج سال منتهی به سال 1391 با تقاضای فزاینده مسکن مواجه خواهد بود که میزان این تقاضا برای سال 87 معادل 3/1میلیون واحد، سال 88 معادل 4/1میلیون واحد، سال 89 معادل 5/1میلیون واحد، سال 90 معادل 6/1میلیون واحد و برای سال 91 معادل 7/1میلیون واحد و مجموعا معادل 6/7میلیون واحد خواهد بود. تقاضای مسکن برای این سال ها با فرمول تقاضای ناشی از خانوارهای جدید به اضافه تقاضای ناشی از تخریب و نوسازی واحدهای قدیمی منهای کاهش تقاضای ناشی از مرگ و میر برآورد شده است. در این گزارش، اعلام شده است که رشد قیمت مسکن تقریبا در نیمه دوم 86 مهار شده است که ظاهرا مورد تایید بانک مرکزی و وزارت مسکن نیز هست.

مهرآباد جنوبي
تقاضای فزاینده مسکن تا سال 91
فرید قدیری- تازه ترین آمارها از فعالیت های ساختمانی در کشور نشان می دهد در 8ماه سال گذشته تعداد 523هزار واحد مسکونی جدید ساخته و به بازار مسکن عرضه شد.
ساخت این تعداد واحد مسکونی اگرچه طبق آنچه دولت برای خود هدف گذاری کرده، جلوتر از برنامه ارزیابی می شود، اما براساس پیش بینی هایی که مرکز پژوهش و اسناد ریاست جمهوری برای نیاز مسکن در سال 86 اعلام کرده، ناکافی و در حد نامطلوب محسوب می شود.
سال گذشته به استناد آمارهای مرکز پژوهش و اسناد ریاست جمهوری تعداد 884هزار تقاضای جدید به بازار مسکن راه پیدا کرد. با در نظر گرفتن این رقم و همچنین 154هزار کاهش تقاضای ناشی از مرگ و میر و 421هزار تقاضای ناشی از تخریب و نوسازی این جمع بندی حاصل می شود که در سال 86 باید یک میلیون و 285هزار واحد مسکونی جدید به بازار مسکن اضافه می شد تا در اثر این افزایش عرضه، نیاز تقاضا تامین و بازار به تعادل می رسید.

تهرانپارس

شاید همین تعادل در عرضه و تقاضا می توانست مانع گرانی 21درصدی مسکن در سال گذشته شود.
این در حالی است که در 8ماه اول سال 86 تنها نیم میلیون واحد مسکونی جدید ساخته شده که اگر روند ساخت وساز در 4ماه پایانی سال را مطابق 8ماه اول در نظر بگیریم، پارسال در مجموع در کشور تعداد 750هزار مسکن جدید ساخته شده است.

زعفرانیه

تحقیقات مرکز پژوهش و اسناد ریاست جمهوری از نیاز مسکن در سال های 1386 تا 1391 که در فصلنامه گزارش جمهور منتشر شده، نشان می دهد سالانه همواره حدود 100هزار تقاضا به کل نیاز سال قبل اضافه می شود؛ بدین معنی که بازار مسکن در سال های 87، 88، 89 و 90 به ترتیب با یک میلیون و 356هزار، یک میلیون و 431هزار، یک میلیون و 511هزار و یک میلیون و 625هزار تقاضای جدید روبه رو می شود. این حجم از تقاضا در سال 91 به اوج خود و رقمی معادل یک میلیون و 685هزار واحد مسکونی جدید می رسد.پیش بینی ها بر آن است که حجم تقاضا در بازار مسکن از سال 91 به بعد به تدریج با کاهش روبه رو می شود.
دولت با توجه به همین حجم از تقاضا در 5سال آینده لایحه ساماندهی و حمایت از تولید و عرضه مسکن را تنظیم کرده است. در این لایحه سیاست واگذاری زمین دولتی به تعاونی های مسکن در قالب اجاره بلندمدت دیده شده تا از این طریق تامین مسکن ارزان در اولویت قرار گیرد.
نتیجه اقدام های صورت گرفته در بخش مسکن از یک طرف ارتقای توان تولید و ظرفیت ساخت و ساز در کشور را در پی داشته است، به گونه ای که به رغم پیش بینی تولید در برنامه چهارم از 730هزار واحد در سال ابتدایی برنامه تا 912هزار واحد در سال پایانی، در سال 1384 و 1385 با نرخ رشد سالانه بیش از 20درصد و به طور میانگین 110درصد اهداف برنامه محقق شده است و در سال 1386 نیز که برنامه احداث 5/1میلیون واحد مسکونی در دستور کار قرار گرفت تا 10 ماه نخست سال طبق اطلاعات پروانه های صادره از طریق شهرداری های کشور، در کل مناطق شهری رشدی معادل 6/32درصد و در شهر تهران رشدی بالغ بر 72درصد اتفاق افتاده است. از طرف دیگر، در پرتو این اقدام ها، آرامش نسبی به لحاظ قیمتی در بازار مسکن حکمفرما شد، به گونه ای که در شش ماه دوم سال 1386 رشد قیمت های مسکن به تقریب مهار شده است. به علاوه زمینه های افزایش تولید با رویکرد استفاده از فن آوری های نوین و توسعه تولید صنعتی ساختمان فراهم شده است. این امر به کوتاه تر شدن فرآیند زمانی ساخت، افزایش استحکام و افزایش عمر مفید مسکن نیز می انجامد.

همچنین سیاست گذاری های انجام شده در دولت نهم، بستر استفاده از ابزارهای نوین بازار سرمایه به عنوان روش های تامین منابع مالی در بخش مسکن را فراهم می کند. این امر به کاهش نیاز به تسهیلات بانکی منجر خواهد شد. به علاوه ایجاد نظام های تامین مالی مسکن، مبتنی بر فعالیت های حرفه ای اجاره داری از طریق اجازه تاسیس شرکت های لیزینگ مسکن گامی به سوی تنظیم بازار اجاره بوده که در قالب لایحه ساماندهی مسکن طراحی شده است.
گزارش دنیای اقتصاد از وضعیت موجود مسکن در کشور حاکی است که تعداد واحدهای مسکونی از 10 میلیون و 800هزار واحد در سال 75 به 15میلیون و 974واحد در سال 85 رسیده است که این نشان دهنده متوسط رشد سالانه 99/3درصد در کشور است.
در حال حاضر حدود 7/67درصد خانوارهای موجود در کشور دارای مسکن ملکی و 2/24درصد خانوارها اجاره نشین هستند.
مرکز پژوهش و اسناد ریاست جمهوری معتقد است به رغم احساس عمومی در شهرهای بزرگ مبنی بر افزایش بالای قیمت مسکن، در کشور این شاخص افزایش بالایی نداشته است. این مرکز با اشاره به گزارش وزارت مسکن از تغییرات قیمت در نیمه اول سال گذشته تاکید می کند: افزایش قیمت مسکن در دوره اخیر (سال های 83 تا 86) هم به لحاظ دامنه رشد و هم به لحاظ طول دوره بسیار کوتاه تر از دوره های قبلی بوده است.

شریعتی

وزارت مسکن اعلام کرده است: در نیمه اول پارسال متوسط قیمت مسکن در تهران تنها 5درصد رشد کرد.
عملکرد برنامه های تبصره 6 قانون بودجه سال 1386
بر اساس اطلاعات 11 ماهه سال 1386، در برنامة حمایتی واگذاری حق بهره برداری از زمین در قالب طرح مسکن مهر، در کل کشور به تعداد یک میلیون و 435 هزارو 248 واحد مسکونی زمین به تعاونی های مسکن واگذار شده است. از این تعداد 6680 واحد مسکونی تسهیلات آماده سازی زمین دریافت و 84634 واحد مسکونی قرارداد ساخت با سازندگان صلاحیت دار منعقد کرده اند. تعداد 33065 واحد مسکونی نیز موفق به اخذ پروانه ساخت شده اند.
عملکرد 11 ماهه برنامة ساخت در بافت های فرسوده با هدف 82442 واحد مسکونی در سال 1386، تعداد 48628 واحد بوده است.در برنامة ساخت مسکن اجاره ای در یازده ماه سال تعداد 73111 واحد مسکونی قرارداد ساخت منعقد و 27386 واحد مسکونی پروانه ساخت دریافت کرده اند. تعداد 3476 واحد نیز موفق به اخذ اولین بخش از تسهیلات بانکی در این قالب شده اند.بر اساس اطلاعات شش ماهه ابتدای سال تعداد 21493 واحد مسکونی با استفاده از فناوری های نوین تولید شده است. برنامة پیش بینی شده برای کل سال 1386 تولید 245456 واحد مسکونی بوده است.

تهران نو

تحت برنامه نوسازی و بهسازی مسکن روستایی با هدف نوسازی 278400 واحد مسکونی در سال، تعداد 170587 واحد از تسهیلات این برنامه در شش ماه اول سال استفاده کرده اند

بـر جمهـوري - جمـالـزاده

Tuesday, February 24, 2009

دو راه حل رونق بازار مسكن

دو راه حل رونق بازار مسكن


    سرمايه گذاري در بخش مسكن، به شكل سنتي از اهميت و مقبوليت بالايي در اذهان مردم ايران برخوردار است. به همين دليل و با توجه به رونق نداشتن بورس، بي ثباتي بازار طلا و سكه، در صورتي كه حالت ركود موجود در بازار مسكن رفع شود، بخش مسكن به خوبي توانايي جذب سرمايه ها و نقدينگي از جامعه را خواهد داشت. بديهي است كه جذب نقدينگي و هدايت آن به سرمايه گذاري در بخش مسكن باعث كاهش و يا حداقل ثبات تورم در قيمت مسكن خواهد شد.
    
    در واقع بايد نقدينگي موجود در جامعه را به دست انبوه سازان رساند تا به اين وسيله عرصه ساخت و ساز مسكن افزايش پيدا كند. تبعاً با افزايش توليد مسكن حتي اگر قيمت ها به سمت كاهش نرود، از رشد بي رويه باز خواهند ماند، زيرا با بالا رفتن عرضه نسبت به تقاضا قيمت ها به صورت اتوماتيك پايين خواهد آمد.
    
    همان گونه كه اشاره شد براي ايجاد چنين وضعيتي، ابتدا بايد ركود موجود در بازار مسكن از بين برود.
    
    براي يافتن راه حل رفع ركود در بازار مسكن، عامل ايجاد ركود بايد شناسايي شود. مهم ترين عامل ركود بازار مسكن در بالا رفتن يك باره قيمت مسكن و پايين ماندن قدرت خريد متقاضيان است. بنابراين نخستين و مهم ترين هدف براي رفع ركود بازار مسكن بايد اين اصل باشد كه تا حد امكان فاصله ميان قيمت مسكن و قدرت خريداران كم تر شود. بديهي است هر چه اين فاصله كم تر شود، بازار مسكن از رونق بيش تري برخوردار خواهد شد.
    
    به همين دليل براي رسيدن به اين هدف دو راهكار اساسي را بايد در پيش گرفت:
    
  عرضه زمين به قيمت متعادل به انبوه سازان بخش مسكن.
    
   اعطاي وام به خريداران مسكن.
    
    همان گونه كه شاهد هستيم در حال حاضر قيمت زمين يا خانه هاي كلنگي به شكل وحشتناكي افزايش پيدا كرده و روز به روز هم بر قيمت آن افزوده مي شود. بالا بودن قيمت زمين يكي از مهم ترين و بزرگ ترين عوامل رشد قيمت تمام شده مسكن است.
    
    اگر زمين هاي شهري را كه در وزارت مسكن انباشته شده است با اعطاي تسهيلاتي در اختيار انبوه سازان قرار دهيم، تبعاً انبوه سازان با سرمايه گذاري براي ساخت مسكن در اين زمين ها، باعث رشد عرضه مسكن با قيمت تمام شده اي حداقل نصف ساختمان هايي كه با قيمت آزاد ساخته مي شوند، خواهند شد كه اين امر باعث كاهش تورم و يا حداقل ثبات تورم در بخش مسكن خواهد شد.
    
    از سوي ديگر اگر مكانيزم هايي ياري دهنده، نظير وام گسترش يابد، تاثير بسزايي در كاهش قيمت مسكن خواهد داشت.
    
    البته اين وام ها نبايد مانند وامي كه در حال حاضر ارايه مي شود و تنها 15 تا 20 درصد قيمت تمام شده مسكن را شامل مي شود، باشد. در كشورهاي توسعه يافته وام خريدي كه به متقاضيان مسكن اعطا مي شود 80 تا 90 درصد قيمت را دربرمي گيرد. از اين رو اگر سيستم بانكي كشور امكان و توان پرداخت اين ميزان وام به متقاضيان را ندارد، بايد حتي الامكان 50 تا 60 درصد قيمت مسكن را با اعطاي وام به خريداران پوشش دهد تا با بالا رفتن قدرت خريد متقاضيان مسكن، بازار مسكن از رونق بيش تري برخوردار شود
نارمک

Saturday, February 21, 2009

ممنوعیت معاملات املاک بدون کد رهگیری






ستارخان
پاسداران-‌‌خواجه‌عبدا..انصاري







دولت به منظور ساماندهى بازار مسکن ، ارائه هرگونه خدمات درخصوص آب، برق، گاز، تلفن، مفاصا حساب مالیاتى و نظایر آن به مالکان، مستاجران یا وکلایى که تاریخ قرارداد آنها پس از پایان دی‌ 1387 و بدون کد رهگیرى از سامانه ثبت معاملات املاک ، باشد، ممنوع کرد.

باتصویب وزیران عضو کارگروه مسکن و با هدف ساماندهى بازار زمین و مسکن و جمع‌آورى و یکپارچه ‌سازى اطلاعات مربوط به تمامى املاک و مستغلات و صدور شناسنامه هوشمند،" سامانه اطلاعات املاک و مستغلات" تشکیل می‌‌شود.

بر اساس این مصوبه ، همچنین کارگروهى متشکل از وزارتخانه‌هاى مسکن و شهرسازی، بازرگانی، دادگستری، کشور و امور اقتصادى و دارایى زیر نظر کار گروه مسکن حداکثر تا پایان بهمن سال 1387، و تعیین ضوابط صدور شناسنامه هوشمند براى تمام املاک و مستغلات کشور انجام خواهد داد.

دبیرخانه کار گروه در وزارت دادگسترى تشکیل می‌شود .

همچنین وزارت مسکن و شهرسازى موظف است، هزینه‌هاى اجراى این سامانه را از محل اعتبارات یارانه‌اى موضوع ماده (18) قانون ساماندهى و حمایت از تولید و عرضه مسکن – مصوب 1387- تامین کند.

با تصویب دولت، سازمان ثبت اسناد و املاک کشور، شهرداری‌هاى سراسر کشور، شرکت پست، سازمان ثبت احوال کشور، نیروى انتظامى جمهورى اسلامى ایران و همه نهادها و سازمانهایى که به نوعى در ارتباط با اراضى و املاک فعالیت دارند، موظف به همکارى براى راه‌اندازى و فعالیت موثر این سامانه هستند.

در شهرها و مناطقی که صدور شناسنامه هوشمند املاک و مستغلات آنها به اتمام برسد ارایه هرگونه خدمات منوط به ارایه شناسنامه هوشمند ملک مذکور خواهد بود.

براساس این مصوبه، ثبت هرگونه معاملات راجع به عین یا منفعت املاک و مستغلات اعم از بیع، اجاره، وکالت، هبه، صلح و غیره بدون کد رهگیرى دردفاتر اسناد رسمى ممنوع بوده و این دفاتر موظفند در زمان ثبت معاملات با احراز هویت اشخاص حقیقى و حقوقى که به وسیله سازمان ثبت احوال کشور(کد ملی) و سازمان ثبت اسناد و املاک کشور(کد اشخاص حقوقی) در اختیار قرار می‌گیرد، کد رهگیرى (شناسه) معاملات یاد شده را نیز ثبت کنند.

همچنین همه دفاتر مشاوران املاک موظفند از تاریخ اتصال به سامانه ثبت معاملات املاک و مستغلات تمامى معاملات را در این سامانه ثبت کرده و کد رهگیرى به آنها تخصیص دهند.

دفاتر اسناد رسمى همچنین موظفند در صورتیکه معاملات فوق در دفاتر مشاوران املاک کد رهگیرى دریافت نکرده‌اند، هنگام ثبت معامله، آن را در این سامانه وارد کرده و به آن کد رهگیرى تخصیص دهند.

این مصوبه مقرر می‌دارد: وزارتخانه‌هاى کشور، نیرو، نفت، امور اقتصادى و دارایى و ارتباطات و فناورى اطلاعات مکلفند از ارایه هرگونه خدمات درخصوص آب، برق، گاز، تلفن، مفاصا حساب مالیاتى و نظایر آن به مالکان، مستاجران یا وکلایى که تاریخ قرار داد آنها پس از پایان دی‌ 1387 بوده و بدون کد رهگیرى باشد، خوددارى کنند.

وزارت بازرگانى نیز موظف است امکان استعلام کدهاى رهگیرى به صورت الکترونیکى و برخط، ازجانب دستگاه‌هاى یاد شده را فراهم کنند.

همه ادارات امور مالیاتى نیز موظفند در فرآیند استعلام دفاتر اسناد رسمى براى نقل و انتقال رسمى ملک ، کد رهگیرى ثبت معامله مذکور در سامانه ثبت معاملات املاک و مستغلات کشور را مطالبه کنند.

دولت، وزارتخانه‌هاى بازرگانى و دادگسترى را مکلف کرده است بر حسن اجراى این تصویب‌نامه نظارت و به گزارش عملکرد ماهانه به کار گروه مسکن اقدام کنند.

Saturday, January 31, 2009

دلايل افزايش قيمت مسكن و 3راهكار اجرايي براي كاهش آن

سعيد اميري
طي سال گذشته علي‌الخصوص شش ماهه دوم هجوم افراد براي خريد مسكن موجب شد تا فروشندگان مسكن قيمت‌هار را روز به روز افزايش دهند و علت اين افزايش براي كليه كارشناسان و دست‌اندركاران سوال‌برانگيز بوده و علت گراني‌هاي اخير را اكثر صاحب‌نظران، وابسته به شاخص‌هاي زير مي‌دانند:


1 - نرخ تورم سالانه در كشور در ارتباط با كالاهاي مصرفي را بين 15 الي 20درصد برآورد نموده‌اند، لذا در بخش مسكن اين چنين تعبير نموده‌اند كه به دليل اينكه از سال 1381 به بعد قيمت زمين و مسكن افزايش نداشته (به ميزان نرخ تورم) لذا طي مدت 4سال خواب قيمت مسكن افزايش يك مرتبه به بخش مربوطه وارد شده و باعث رشد 50 الي 60درصدي قيمت‌ها شد.
2 - رشد و هجوم نقدينگي و پول‌هاي سرگردان به بازار مسكن باعث افزايش قيمت‌هاي سال گذشته شده است و به نوعي مي‌توان گفت: به دليل عدم رونق ساير بازارها (طلا، سكه، موبايل، اتومبيل و...) حركت نقدينگي به سمت بازار مسكن در سال‌جاري موجب افزايش قميت مسكن شده است.
3 - وام مسكن در بانك‌هاي خصوصي و دولتي را بعضي از كارشناسان باعث افزايش قيمت مسكن مي‌داند.
علاوه‌بر موارد فوق، گروهي نيز مسائل سياسي و خارج از كشور از جمله سرمايه‌گذاري 1600ميلياردي گروهي جهت خريد مسكن و مسائلي همچون افزايش قيمت مصالح ساختماني، افزايش تقاضا، سرمايه‌گذاري بعضي از بانك‌ها و كمبود زمين در شهرهاي بزرگ، عدم وجود برنامه جامع در بخش مسكن توسط دولت و.. را باعث افزايش قيمت مسكن طي سال گذشته و امسال مي‌‌دانند. موارد فوق شايد به نوعي باعث افزايش قيمت در بخش مسكن بوده، ولي بايد اين را در نظر داشت كه رشد مسكن به صورت جهشي هر 3 الي 4سال يكبار اتفاق مي‌افتد، ولي در سال 1385 موضوع استثنا بوده و حتي در بعضي از مناطق شهر تهران تا 100درصد نيز افزايش داشته، البته به نظر من، علت اصلي و اساسي اين است كه در بخش مسكن همانند برخي از كالاهاي مصرفي مورد نياز مردم جامعه هيچ‌گونه كنترل قيمتي توسط ارگان يا نهاد ذي‌ربط و دولت وجود ندارد.
به نظر موضوع مسكن در كشور ايران از حالت تامين سرپناه و يا محلي براي اسكان خارج شده و بعضا معاملات جنبه سرمايه‌گذاري‌ دارد. آن هم نه سرمايه‌گذاري از نوع توليد و افزايش عرضه، بلكه سرمايه‌گذاري از نوع بورس بازي و سوداگري و خريد و فروش زمين و مسكن به صورت دلالي.در حقيقت جست‌و‌جوي سود ناشي از رفع تقاضاي متقاضيان مسكن از طريق افزايش توليد و عرضه مسكن جاي خود را به فزون‌خواهي ناشي از احتكار مسكن داده است و وجود هزاران واحد مسكوني خالي در تهران خود نشان‌دهنده اين موضوع است. در اين خصوص بعضي از مسوولان و كارشناسان بر اين باورند كه سال 1385 با ديد مثبت و خوش‌بينانه براي مسكن سال پررونقي بوده و بايد اذعان داشت كه رونق نسبي بازار مسكن اگر منجر به افزايش قيمت واحدهاي مسكوني شود (كه طبيعتا همين طور شده است) و اگر حمايت‌هاي دولت كافي نباشد، اقشار كم‌درآمد و متوسط درآمد را از دستيابي به مسكن بيش از پيش محروم مي‌كند.به نظر مي‌رسد حمايت دولت در اين بخش فقط ساخت و اجراي پروژه‌هاي انبوه‌سازي و اجاره‌اي در كشور نيست، بلكه طي 10سال گذشته كليه پروژه‌هايي كه توسط دولت ساخته شده و به افراد واجد شرايط واگذار شده تنها 5 الي 7درصد ساخت و سازهاي كل كشور را در بر گرفته و اين رقم نسبت به كل كشور بسيار پايين است. در بخش پرداخت وام مسكن نيز ارقام نشان‌دهنده اين موضوع است.
پيشنهاد
طي سال گذشته و شروع سال جاري براساس آمار و اطلاعات، افزايش قيمت در شهر تهران سپس كلانشهرها و ساير مراكز استان‌ها اتفاق افتاده و در شهر تهران 3مرحله افزايش قيمت اتفاق افتاده، تيرماه سال گذشته، آبان‌ماه و اسفندماه. در مناطق مختلف بين 60 الي 100درصد در كلانشهرهايي مثل كرج، مشهد، شيراز، اصفهان، تبريز و اهواز بين 40 الي 50درصد در ساير مراكز استان‌ها بين 25 الي 40درصد، در ساير شهرهاي كوچك 5 الي 10درصد افزايش قيمت اعلام شده است.
بايد اين موضوع را اقرار كرد كه در افزايش قيمت مسكن و زمين در سال گذشته دولت و وزارت مسكن تقريبا خلع سلاح شد و برنامه‌اي جهت كنترل قيمت‌ها ارائه ندادند و قيمت‌ها بدون كنترل به صورت لجام‌ گسيخته افزايش يافت و بايد اذعان داشت كه قيمت اجاره و خريد و فروش مسكن و زمين را در مناطق مختلف شهر تهران صاحبان و مالكان املاك و واحدهاي مسكوني و مشاورين املاك كه هيچ گونه تخصصي نيز در امر قيمت‌گذاري و فني ندارند تعيين مي‌كردند و هم‌اكنون نيز اين كار صورت مي‌گيرد.
حالا چه بايد كرد
به نظر دولت بايد در كنترل قيمت‌هاي بخش مسكن با قوانين و مقررات و سياست‌گذاري كلان دخالت مستقيم داشته باشد. نه با ساختن مثلا 50هزار واحد استيجاري و يا واگذاري زمين با تسهيلات ويژه در شهرهاي زير 150هزار و يك‌ميليون نفر و يا پرداخت وام مسكن. البته لازم به ذكر است كه اين برنامه‌ها را نمي‌توان رد كرد و قطعا تاثيرگذار است، ولي تاثيرگذاري آن چندان محسوس نيست. دولت بايد با سياست‌گذاري و قانونمند كردن ارزش و قيمت‌گذاري و كنترل چگونگي قيمت واحد‌هاي مسكوني و اراضي نقش موثر و سازنده از طريق قانون اعمال نمايد و تعيين و قيمت‌گذاري املاك را از دست مالكان و مشاوران املاك و دلالان خارج نموده و به نيروهاي متخصص و كارشناسان و صاحب صلاحيت واگذار كنند. پيشنهاد براي كنترل قيمت مسكن و ساماندهي اين بخش با عنايت به اينكه عمده افزايش قيمت مسكن و مشكلات مربوطه در اين بخش در شهرهاي
راهكار اول: هرساله ارزش منطقه‌اي اراضي و واحد‌هاي مسكوني كشور كه ملاك اخذ ماليات نقل و انتقال و واگذاري اراضي زمين شهري و معاملات دولتي و... است از طريق كميسيون ماده 64 قانون ماليات‌هاي مستقيم كه با حضور نمايندگان سازمان ثبت و اسناد و املاك كشور، ‌وزارت جهاد كشاورزي، وزارت مسكن و شهرسازي، شوراي شهر و نماينده وزارت دارايي و امور اقتصادي تعيين و مشخص مي‌گردد با توجه به اينكه تعيين ارزش معاملاتي املاك با رعايت قوانين و مقررات و با در نظر گرفتن موقعيت مكاني و شهرسازي و توجيه اقتصادي و اجتماعي و نوع اعياني و مصالح به كار رفته هر ساله تعيين مي‌شود، مي‌توان ارزش واحد‌هاي مسكوني هرمنطقه و حتي ناحيه و محله و خيابان را با نظر كميسيوني كه افراد متخصص و صاحب فن با در نظر گرفتن كليه جوانب از جمله شاخص‌هاي عرض خيابان، بر ملك، نوع كاربري، نوع استفاده، قدمت بنا، نوع مصالح، نوع ساخت، امكانات موجود در ساختمان و... مشخص مي‌گردد را به قيمت كارشناسي روز به عبارتي تبديل قيمت موجود از منطقه‌اي به كارشناسي روز و عرف بازار تبديل نمود و با تصويب مجلس به عنوان پايه و اساس معاملات اشخاص حقيقي و حقوقي قرار گيرد و مشاوران املاك و صاحبان املاك و فروشندگان و خريداران موظف گردند املاك خود را براساس قيمت‌هاي ذكر شده معامله نمايند و دفترخانه‌هاي اسناد رسمي موظف باشند اسناد ثبتي را براساس ارزش‌هاي فوق‌الذكر ثبت نمايند. براي اخذ ماليات و ساير استفاده‌هاي موجود از ارزش منطقه‌اي اراضي مي‌توان از يك الي 5درصد قيمت‌هاي روز به عنوان اخذ ماليات و ساير موارد استفاده براي وزارتخانه‌ها و دولت باشد و از مزاياي اين طرح مي‌توان به اين موضوع اشاره كرد كه باعث مي‌گردد كه ارزش املاك و مستغلات شهرهاي فوق از يك نظام ثابت و مدون براساس شاخص‌هاي فني و تخصصي مشخص گردد و سالانه توسط يك كميسيون متخصص و صاحب نظر با در نظر گرفتن كليه جوانب، قيمت‌ها را كاهش يا افزايش داد و طي مدت چند ماه قيمت‌گذاري مستغلات و املاك از دست صاحبان املاك و مشاوران املاك و دلالان خارج و بازار از يك ثبات لازم برخوردار خواهد شد.
راهكار دوم
در كلانشهرهاي كشور (تهران- مشهد- تبريز- شيراز- اصفهان- كرج- اهواز و كرمانشاه) صاحبان املاك در هنگام فروش ملك خود مي‌بايست پس از تصويب قانون در ابتدا قيمت زمين يا واحد مسكوني خود را توسط يك كارشناس رسمي دادگستري يا نظام مهندسي تعيين نمايند و برگ كارشناسي و قيمت‌گذاري روز املاك و واحدهاي مسكوني كه توسط كارشناس رسمي تعيين شده، در كليه مراحل انجام معامله ملاك عمل قرار گيرد، (از شروع عقد مبايعه‌نامه - دريافت و پرداخت پول، دفترخانه اسناد رسمي و...) لذا چنانچه به فرض، خريدار به قيمت كارشناس كه از طرف فروشنده معرفي شده...
... اعتراض نمايد يك كارشناس توسط خريدار نسبت به قيمت‌گذاري ملك يا واحد مسكوني اقدام مي‌نمايد و در معاملات بالاي 7ميليارد ريال مي‌شود از 3 كارشناسي استفاده نمود و دفترخانه اسناد رسمي مي‌بايست حتما قيمت‌گذاري ملك را در مستندات معامله ملاك عمل قرار دهند. (البته در روشن نمودن افكار عمومي مردم مي‌بايست از طريق رسانه‌ها و راديو و تلويزيون فرهنگ‌سازي انجام گردد). با اجراي اين طرح املاك و واحدهاي مسكوني توسط متخصص و يك شخص بي طرف ارزش‌گذاري مي‌گردد و در كل به نفع دو طرف معامله است. (همانند خريد اراضي و املاك توسط دولت).
راهكار سوم
منع خريد املاك و مستغلات توسط افرادي كه 3 واحد مسكوني يا مستغلات به نام خود دارند فقط در شهر تهران، يعني هر شهروند تهراني فقط مي‌تواند 3 واحد مسكوني يا املاك به نام خود سند داشته باشد و اين موضوع باعث مي‌شود كه از دلال بازي و سوداگري خريد و فروش املاك جلوگيري گردد و يك سكون نسبي بر بازار حاكم خواهد شد.
كارشناس ارشد برنامه‌ريزي شهري و جغرافيا

افت و خیز مسکن

غلامحسین دوانی

سرمایه­داری هر نوع کالائی راحتی کالای مصرفی مردم را به کالاهای سودآور و سرمایه­ای تبدیل و از این رهگذر نیز حقوق مردم را تضییع می­کند. این­نگرش که به ویژه پس از دوران «تولید انبوه Over product در مورد هر آنچه بتواند بفروش رسد نظیر فروش منافع آتی اوراق و ابزارهای مالی، پیش­فروش اوراق مسکن متری و ... که از اختراعات بدیل نظام سرمایه­داری در جهت تصاحب ثروت مردم با هدف مرهوم مشارکت آنان مطرح شد از نمونه­های شکست بازار در عرصه­های جهانی­شدن به شمار می­رود. در ایران از اواخر سال 1369 که شهرداریها موضوع فروش تراکم سیار و مجوزهای مربوطه را مشابه «مزایده» بفروش رسانیدند و خود را در ارزش افزوده بخش ساختمان سهیم کردند سازندگان مسکن این هزینه­ها را به قیمت تمام شده مسکن افزودند و نطفه فاجعه مسکن از همان زمان بسته شد.

بخش مسکن بنا بر دلایل خودکفا بودن (همه عوامل ساخت مسکن داخلی هستند و نیاز به واردات در این بخش، حداقل است)، دارا بودن خاصیت پیش­رانگی (بالابودن ضریب ارتباط پسین و پیشین این بخش با سایر بخشهای صنعتی و خدماتی و ارتباط مستقیم با حدود یکصد صنعت)، توان جذب نقدینگی بالا (به طور متوسط 25 درصد از نقدینگی موجود در کشور به این بخش اختصاص دارد)، توان بالای اشتغال­زایی (به ازای ساخت هر 52 متر مربع، یک شغل در یک سال به صورت مستقیم، اشتغال 6/14 درصد از کل شاغلان مرد کشور در این بخش، وجود تقاضای تضمین شده یک میلیون واحد مسکونی در سال و فرصت شغلی برای جوانان به طوری که حدود 40 درصد از شاغلین بخش ساختمان حداکثر سی سال دارند، به عنوان یک عامل محرک در چرخه اقتصاد کشور و تحقق اهداف اشتغال­زایی نقش ایفا می­کند و باید در اولویت اقتصادی برنامه­ریزان اقتصادی قرار گیرد.

سیاست نادرست اقتصادی کشور که ریشه در دو دهه «آزمون و خطا» دارد اقتصاد کشور را وارد فاز بیماری هلندی نموده که آثار این بیماری متأسفانه گریبانگیر بخش مسکن نیز شده است.

بدین معنا که کالای مصرفی مسکن به یک کالای سودآور و سرمایه­ای تبدیل شده است. همانطور که ذکر شد، خانه و مسکن یک کالای مصرفی بادوام است و باید بر اساس تولید و عرضه متناسب با تقاضا به تعادل قیمت برسد اما به دلیل تبدیل شدن به یک کالای سرمایه­ای، به راحتی توسط عرضه­کننده قیمت آن افزایش می­یابد و متقاضی نیز به دلیل نیاز به آن، در هر صورت تن به قیمت عرضه شده خواهد داد و چون این تقاضا- به دلیل تصور متقاضی از افزایش حتمی و چندباره قیمت در آینده «فوری» است، با وجود شکل­گیری بازار، بیماری هلندی در آن اتفاق می­افتد که خود نوعی «شکست بازار» است. با این توضیحات، بخش غیردولتی توانایی لازم را برای ایجاد تعادل در بخش مسکن نداشته و سازوکار بدون ضابطه بازار نمی­تواند بدون حضور و نظارت دولت، فاصله عمیق ایجاد شده بین عرضه و نیاز را کم نماید. از این رو حضور دولت در بخش مسکن و در عرصه حاکمیت و مالکیت ضروری بوده و باید در مهار بحران ایجاد شده ناشی از «شکست بازار»، با اهرم­های خود وارد عمل شود.

در عین حال، بازارهای اصلی اقتصاد کشور را می­توان به «زمین و مسکن»، «کالاهای بادوام»، «طلا و سکه»، «ارز» و «بازارهای سرمایه (بورس)» تقسیم کرد. از میان بازارهای مذکور، دولت به دلیل دارا بودن منابع متنابهی ارز حاصل از فروش نفت و پشتوانه بالای طلا، توان مهار و کنترل دو بازار اصلی «ارز» و «طلا و سکه» را دارد. از سوی دیگر سیاست دولت مبنی بر کاهش قیمت و افزایش تولید کالاهای بادوام- نظیر خودرو و ... می­باشد بنابراین جذابیت­های این بازار طی سالیان اخیر به طور قابل ملاحظه­ای کاهش پیدا کرده و خواهد کرد. در این صورت دو بازار «سرمایه (بورس» و «زمین و مسکن» است که می­تواند هدفهای آتی جریان نقدینگی باشد. در شرایط کنونی به دلیل سابقه نامطمئن بازار سرمایه، این بازار از جذابیت کمتری برخوردار است. بنابراین تنها بازاری که با سابقه اطمینان­آور، می­تواند جریان نقدینگی سرگردان در جامعه را به خود جذب کند، بازار زمین و مسکن است که متأسفانه این بازار به دلیل عدم وجود سازوکار مناسب، به یک بازار سوداگری و دلالی تبدیل شده است به طوری که حضور سازندگان واقعی در آن ناچیز و حضور پولشویان و دارندگان سرمایه­های مشکوک در آن فراوان شده است.

با نگاهی به وضعیت مسکن در طی 40 سال اخیر، به خوبی نمایان است که بخش ساختمان و مسکن کشور همواره شاهد دوره­های رکود و رونق تورمی بودهاست. واکاوی عوامل تاثیرگذار نمایان می­سازد که به دلیل مستعد بودن بازار مذکور و عدم وجود مکانیزم­های مناسب جهت کنترل بازار، با ورود تقاضاهای سرمایه­ای و ایجاد انتظارات غیرعقلایی در بازار، دوره رونق تورمی شروع می­شود و با افزایش شدید آن دوره رکود و خروج سرمایه­های سرمایه­ای را به دنبال خواهد داشت ادامه فرآیند مذکور در دوره­های رکود و رونق نشان می­دهد که نسبت حضور تقاضاهای سرمایه­ای و سوداگرانه در این بازار افزایش قابل ملاحظه­ای پیدا کرده است. سهم تقاضای سرمایه­ای در این بخش در سال 1376، حدود 38 درصد بوده که در سال 1381 به 58 درصد افزایش یافته و در مقابل، سهم تقاضای مصرفی – تقاضای واقعی موثر- در سال 1376، از 62 درصد به 42 درصد کاهش و در نتیجه تقاضای غیرموثر به صورت چشمگیری افزایش یافته است.

عامل اصلی ایجاد و تشدید حلقه رکود و رونق، مجموعه سیاستهای حاکم در این بازار یعنی اتکا صرف به ساز وکار بازار و عدم حضور دولت در بخش عرضه مسکن، تحریک بازار از ناحیه تقاضا با تخصیص و افزایش سقف وامهای خرید مسکن و فروش زمین­های دولتی و کاهش مداخله مستقیم دولت در بازار زمین و آزادسازی بازار آن است.

افزایش یکباره قیمت مسکن که آهنگ صعود آن از اواخر 1384 بطور ملایم شروع شده بود در سال 1385 به اوج رسید و در حال حاضر نیز نغمه افزایش مجدد آن مجدداً بگوش می­رسد برای افزایش یکباره و غیرقابل پیش­بینی بخش مسکن (درصد رشد) دلایل متعددی ذکر شده که عبارتند از:

1- عرضه و تقاضای ساخت و ساز متعادل نمی­باشد. به طوری که در مقابل تقاضای سالانه 1 الی 5/1 میلیون واحد مسکونی حداکثر سالانه حدود 470 الی 500 هزار واحد ساخته می­شود.

2- سیاستهای بخش مسکن دولت نهم ناروشن است.

3- شعارهای وام مسکن تأثیر محسوس و مشخصی در بازار مسکن نداشته است.

4- عده­ای بقصد تخریب بازارهای داخلی اقدام به افزایش قیمت مسکن نموده­اند.

5- سیاست تحریم اقتصادی کشورهای اروپائی در افزایش قیمت مسکن موثر بوده است.

6- قانونی شدن خرید و فروش وام مسکن.

7- عدم صدور تراکم توسط شهرداری در شرایط فعلی و فروش تراکم سیار و مجوزهای مربوطه از اوایل دهه هشتاد که عملاً شهرداریها را در ارزش افزوده مسکن شریک سازندگان کرد و سازندگان مسکن این قسمت را نیز به قیمت مسکن افزودند و سیر صعودی قیمت مسکن آغاز شد.

8- بهای گزاف تراکم و خرید و فروش تراکم­های سیار.

می­توان احتمالاً دهها دلیل دیگر هم برای پیدا کردن مقصر واقعی افزایش قیمت مسکن پیدا کرد.

اما واقعیت چیست؟

1- بازار سرمایه ایران دارای سه بخش مجزا و قابل رویت می­باشد.

2- بازار «سهام»، بازار «مسکن» و بازار خرید و فروش «ارز و سکه».

3- این سه بازار موازی همیشه در دو دهه اخیر بصورت جایگزینی عمل کرده­اند بدینطریق که هرگاه نقدینگی ویرانگر به سوی بازار سهام گام برداشته بازار سهام را در هم پاشیده (سال 83- 1382) و هرگاه جهت خود را به سوی مسکن تغییر داده بازار مسکن را تحت­الشعاع قرار داده (71- 1369) و (1385) و برخی اوقات هم در بازار ارز و سکه (84- 1380) جولان می­دهد. از آنجا که علم اقتصاد برخلاف «سیاست» با شعارورزی و هیاهو بیگانه است و می­کند کاری که باید بکند. لذا باید لجام این نقدینگی مهار تا بتوان تورم را کنترل نمود.

9- نگاهی اجمالی به شاخصهای کلان اقتصادی موید حداقل نکات ذیل می­باشد:

1/9-7000 موسسه غیربانکی فاقد مجوز شامل 5000 صندوق قرض­الحسنه، 1500 شرکت تعاونی اعتباری و 500 شرکت لیزینگ در کشور فعالیت دارند. (ماهنامه اقتصاد ایران شمارۀ 99 سال 86) حجم منابع برخی از این صندوقها و شرکتهای لیزینگ بسیار قابل توجه و بعضاً مشکوک می­باشد.

2/9- مجموع ارزش سهام از 117.773 میلیارد ریال در سال 1381 به 371.211 میلیارد ریال در سال 1385 رسیده است.

3/9- حجم پول کشور از 182.653 میلیارد ریال در سال 1381 به 396.112 میلیارد ریال در سال 1385 (16/2 برابر) رسیده است.

4/9- حجم نقدینگی کشور از 417.524 میلیارد ریال در سال 1381 به 1.237.850 ریال در سال 1385 یعنی 96/2 برابر شده است.

5/9- حجم منابع مالی ناشی از قاچاق کالا به داخل کشور رقمی حدود 5 الی 6 میلیارد دلار می­باشد (5 هزار تا 6 هزار میلیارد تومان).

6/9- حجم منابع پولی ناشی از پولشوئی رقمی حدود 11 میلیارد دلار می­باشد (11 هزار میلیارد تومان).

7/9- بنا به اظهار مسئولان قضائی کشور اسناد میلیونها هکتار اراضی دولت بویژه در دهه اخیر بنام اشخاص حقیقی و یا تعاونیهای خلق­الساعه و نهادهای خاص انتقال یافته و سپس به افراد دیگر فروخته شده که منافع حاصل از این اعمل بالغ بر میلیاردها تومان گردیده است.

8/9- بدهی بخش خصوصی به سیستم بانکی از 327.072 میلیارد ریال به سال 1381 به 1.014.637 میلیارد ریال در سال 1385 رسیده است (1/3 برابر که می­توان حدس زد این منابع در کجا صرف شده است).

9/9- کل درآمدهای دولت از 61.974 میلیارد ریال در سال 1381 به 244.456 میلیارد ریال و هزینه­های جاری دولت از 147.572 میلیارد ریال به 377.935 میلیارد ریال طی همین مدت رسیده است (درآمدها 4 برابر و هزینه­ها 6/2 برابر که مازاد درآمد نیز از عوامل تورم­زا و نقدینگی­زا بوده است).

10/9- نرخ سود تسهیلات بازرگانی و خدمات بانکهای خصوصی و دولتی طی سنوات
85- 1381 به شرح ذیل بوده است:

نوع بانک

1381

1382

1383

1384

1385

دولتی

22

21

21

16

17

خصوصی

24

25

26

24

24

11/9- نرخ سود علی­الحساب سپرده­های سرمایه­گذاری بلندمدت و سود مورد انتظار تسهیلات بخش مسکن و ساختمان طی دورۀ 85- 1379 به شرح ذیل بوده است:

نرخ سود علی­الحساب سپرده­های سرمایه­گذاری مدت­دار

سال

کوتاه­مدت

%

کوتاه­مدت ویژه

%

یکساله

%

دوساله

%

سه ساله

%

چهارساله

%

پنج­ساله

%

1379

8

10

14

15

16

17

5/18

1380

7

9

13

17-13

17-13

17-13

17

1381

7

9

13

17-13

17-13

17-13

17

1382

7

9

13

17-13

17-13

17-13

17

1383

7

9

13

17-13

17-13

17-13

17

1384

7

9

13

17-13

17-13

17-13

17


نرخ سود مورد انتظار تسهیلات ساختمان و مسکن

صادرات

%

بازرگانی، خدمات و

متفرقه

%

کشاورزی

%

سایر

%

صندوق پس­انداز مسکن بانک مسکن

%

صنعت و معدن

%

سال

18

25-22

16-13

19-18

16-15

19-17

1379

18

(حداقل) 23

15-14

19-17

16-15

18-16

1380

17

(حداقل) 22

14-13

18-16

15-14

17-15

1381

15

(حداقل) 21

5/13

18

15

16

1382

14

(حداقل) 21

5/13

18

15

15

1383

16

(حداقل) 16

16

16

---

16

1384

1/11/9- از سال 1380 تعیین نرخ سود علی­الحساب سپرده­های دوساله تا چهارساله در دامنه 17- 13 درصد در اختیار بانکهای دولتی گذاشته شده است.

2/11/9- بر اساس ماده 10 قانون برنامه چهارم، اعطای تسهیلات توسط بانکهای دولتی با نرخ کمتر از میزان مصوب مشروط به تأمین یارانه سود آن توسط دولت است. در این رابطه دولت در قانون بودجه سال 1384 مبالغی یارانه پیش­بینی نموده بود که عملاً محقق نشد.

3/11/9- در سال 1382، نرخ سود مورد انتظار تسهیلات در بخش ساختمان معادل 21 درصد در سال تعیین گردید.

12/9- نوسانات ارزهای عمده کشور و سکه طی سنوات 85- 1381 به شرح ذیل بوده است:

نوع ارز

1381

1382

1383

1384

1385

دلار آمریکا

7.958

8.282

8.718

9.023

9.195

پوند انگلستان

12.288

13.968

16.080

16.149

17.312

یورو

7.879

9.708

10.959

110.110

11.742

سکه بهار آزادی

699.590

861.351

1.045.629

1.228.501

1.820.000

تدقیق در آمار و جداول پیشگفته نشان می­دهد چنانچه شخصی 10.493.850.000 ریال در سال 1381 در سکه بهار آزادی سرمایه­گذاری نموده باشد در پایان سال 1385 معادل 27.300.000.000 ریال شده یعنی 6/2 برابر یا به تعبیری هر سال 65 درصد سود یا هر ماه 4/5 درصد سود. از طرف دیگر چنانچه شخصی توانسته باشد در سال 1381 مبلغ 5 میلیارد تومان از یکی از بانکهای کشور تسهیلات ساختمان دریافت و معادل همین مبلغ ملک خریداری نموده باشد (ده هزار متر مربع هر متر مربع پنج میلیون ریال) همین ملک در پایان سال 1385 معادل 150 میلیارد ریال ارزش داشته یعنی دقیقاً 3 برابر و یا به تعبیری سود سالانه معادل 75 درصد. این بدان معنی است که حتی دسترسی به تسهیلات بانکهای خصوصی با بهره بالا هم برای بساز و بفروشها دارای توجیه اقتصادی بوده در حالی که سرمایه­گذاری (خرید ارز) طی همین مدت با نرخ­های فوق (به استثنای پوند انگلستان) دارای منافع مشابه نبوده است.

بنابراین برای بررسی افزایش قیمت مسکن نباید به خاطرات دوران جوانی و یا استدلالهای سیاسی و طرفداری از این یا آن جناح روی آورد. حجم عظیم نقدینگی، که به ویژه از دوران سازندگی رشد یافته، هجوم یکباره بخش وسیعی از وجوه سرگردان منطقه به داخل کشور اعم از پولهای کثیف ناشی از معاملات مشکوک به ارتشاء و کمیسیونری (در پی مبارزه با پولشوئی و فساد در کشورهای همجوار و احتمالاً مسدود کردن حسابها) دست به دست هم داده با استفاده از رانت حاصل از تفاوت نرخ سود بانکی دولتی و نرخ سود واقعی بازار آنچنان بازار سرمایه، مسکن و سکه را تحت فشار قرار دادند که قیمتها نجومی شد. در این میان نقش دلالان پول کشورهای منطقه و عواملی که منابع فاسد مالی (ارتشاء، حق کمیسیون و ...) خرید و فروش اراضی بایر و موات با سند و بدون سند و ...) در اوج­گیری بحران مسکن قابل توجه می­باشد زیرا اگر اعترافات مدیر شرکت فرانسوی توتال و شرکت نروژی استات اویل و دهها پروژه نفتی و بزرگ کشور مشابه دیگر درست باشد (که هست) می­توان حدس زد خریداران طبقات مختلف برجهای مرتفع که تا سال گذشته تشنه مشتری بودند یکباره بازار فروش پیدا کردند چه کسانی هستند.

افزایش تقاضا در بازار زمین باعث بالا رفتن قیمت زمین شده و از آنجا که زمین جز جدایی­ناپذیر مسکن است، قیمت مسکن نیز افزایش می­یابد. بنابراین عامل اصلی تورمی­بودن این بخش در زمان رونق را می­توان افزایش قیمت زمین در این دوران دانست. در ادامه به دلیل افزایش شدید قیمت مسکن و کاهش قدرت خرید، تقاضای مسکن کاهش می­یابد. با کاهش تقاضای مسکن و به تبع آن خارج شدن سرمایه­های سرگردان از این بخش، رکود بر این بخش حاکم شده و به تبع آن رکود حاکم شده وبه دلیل ارتباط وسیع پسین و پیشین مسکن با سایر بخشهای اقتصادی، این رکود به اقتصاد ملی نیز سرایت می­کند. نکته قابل توجه اینکه با تکرار هر دور از این حلقه بسته، به دلیل افزایش شدیدتر قیمت زمین و مسکن، رکود به وجود آمده طولانی­تر و شدیدتر خواهد بود که رکود طولانی (84- 1381) نشانه همین موضوع بود که برای ایجاد رونق از طریق تحریک بازار از ناحیه تقاضا، نیاز به تخصیص و افزایش وام بانکی به مراتب بیشتر از گذشته خواهد بود که به دلیل عدم توانایی و کمبود منابع مالی عملاً غیرممکن است. طی دهه اخیر، علیرغم افزاش متناوب وام خرید مسکن، سهم این وام از قیمت نهایی مسکن افزایش یافته است که این نکته موید ناکارآمدی سیاست افزایش وام و ایجاد رونق در بخش مسکن از طریق تحریک تقاضا است. در عین حال زمین به عنوان مهمترین دارایی حقیقی، دارای بازاری است که با تعامل خریداران و فروشندگان در آن قیمت آن مشخص می­شود و بر اساس این قیمت، تخصیص زمین به کاربری­های مختلف صورت می­پذیرد. این بازار دارای ویژگیهایی است که آن را از دیگر بازارها متمایز می­سازد. از جمله این ویژگیها این است که در بازار زمین، اعمال حقوق مالکیت به صورت مطلق هم مخرب و هم امکان­ناپذیر است و شفافیت در تعریف این حقوق موجب کاهش هزینه­های اجرایی و کارآمدتر شدن بازار می­شود. همچنین بادوام بودن زمین موجب می­شود که در گذر زمان، اعمال حق مالکیت، هزینه چندانی برای مالک نداشته باشد.

نکته حائز اهمیت آنکه در مواقع بحرانی و شرایطی که گفته می­شود امکان حمله نظامی به یک کشور وجود دارد قاعدتاً سرمایه­گذاری در بخش مستغلات باید کاهش و قیمت واحدهای مسکونی کاهش یافته و خروج سرمایه افزایش یابد در حالی که در همین شرایط بحرانی انرژی هسته­ای ما شاهد اتفاقات دقیقاً بالعکس هستیم که این امر از یک سو ناشی از شرایط کنترلی وجوه انتقالی به بانکهای خارجی از طرف پلیس بین­المللی مالی و جرائم مالی و از سوی دیگر ورود پولهای کثیف خارج شده قبلی به داخل می­باشد که در صورت اثبات این فرضیه می­توان حدس زد چه حجم عظیمی پول در ادوار گذشته به غارت رفته که ارتباطی هم به دورۀ جاری ندارد. بنابراین منصفانه قضاوت کنیم و بدون جنجال در حدود سواد و اطلاعات خودمان و نه اطلاعات تزریقی سایر افراد اظهارنظر کنیم. البته و بدون شک آسیب جدی ناشی از مسائل فوق گریبانگیر مردم بخت­برگشته­ای را گرفته که دیگر امکان صاحبخانه شدن نخواهند داشت. در چنین شرایطی که احتمال رشد و یا بازگشت سرمایه­ها به بازار بورس ضعیف است و با توجه به پیشینه تاریخی و سنتی سرمایه­گذاران باید انتظار داشت که منابع بیشتری در مستغلات بکار گرفته شوند که موجب افزایش دوباره قیمت مسکن خواهد شد. مگر آنکه دولتمردان از طریق راهکارهای اقتصادی (فارغ از شعارهای سیاسی) بتوانند با ارائه برنامه­های اقتصادی موزون در بخش کار و تولید به مقابله تورم، نقدینگی و فساد برآیند. نکته قابل توجهی که باید برای همه صاحبنظران و آنانی که علاقمند هستند در مورد مسائل اقتصادی (فارغ از حوزه تحصیلی و تجربه و تخصص) مصاحبه کنند آن است که تاثیر مسائل و تصمیمات اقتصادی برخلاف مسائل سیاسی یک شبه هویدا نمی­شود. بلکه آثار تصمیمات و پدیده­های نادرست اقتصادی معمولاً چند سال بعد بیرون می­زند. بنابراین انصاف داشته باشیم و جرئت کنیم مسائل را بدرستی بیان کنیم تا موجب گمراهی افکار عمومی نشویم. وقتی در دو دهه قبل تراکم بسیار فروخته می­شد و منابع مالی «باد هوا» را در بوق و کرنا می­کردند باید عواقب شوم تراکم­فروشی بسیار که بعضاً روی املاک سایر افراد (غیر از خریداران تراکم) صورت می­گرفت را در نظر می­گرفتیم نه حالا. متأسفانه بنظر می­رسد همانهائی که اسیر توسعه و پیشرفت بادکنکی شده بودند امروز جزء منتقدین درآمده­اند و بعضاً نیز ناراحت هستند که چرا از نظرات مشعشعانه اقتصادی آنان استفاده نمی­شود. در واقع بنظر می­رسد کسی جرئت ندارد اصل قضیه بحران مسکن را کالبدشکافی کند بلکه می­خواهند موضوع را به طریق «اقتصاد ماست مالی» حل و فصل کنند.

بنا بر آنچه عنوان شد ضروری به نظر می­رسد که با توجه به «شکست بازار» در موضوع مسکن و از آنجا که مسکن بعنوان یک نیاز اولیه شهروندان کشور محسوب می­شود، دولت در این بازار مداخله کند و با اعمال سیاستی مناسب، نواقص مربوط به این بازار را مرتفع سازد. بخش زمین از ابتدا از مهمترین عوامل تورم شدید و بحرانهای پیش روی بخش مسکن بوده است. قبل از دهه 50 با توجه به خصوصی­بودن مالکیت زمین، سعی دولت در مهار افزایش قیمت زمین، جلوگیری از احتکار و واسطه­گری با شکست رو به رو شد و قیمت زمین از دهه 50 به بعد، به صورت پلکانی بالا رفت. اما پس از آن تا چند سال بازار زمین با رکود مواجه شد و بعد از آن نیز تا سال 1364، دولت سهم اصلی را در عرضه زمین از طریق واگذاری­های گسترده اوایل دهه به عهده گرفت. از سال 1366 به بعد نیز پیوسته شاخص بهای زمین رشد شدیدی داشته که علت غالب آن بورس­بازی و واسطه­گری در بخش زمین و مسکن بوده است. طی سالهای 80-1368 نرخ رشد قیمت زمین تقریباً 2 برابر رشد بهای ساختمان در شهر تهران شد به نحوی که قیمت زمین طی این دوره 5/22 برابر و قیمت آپارتمان 5/11 برابر شده است. امروزه متوسط سهم زمین در ایران در قیمت نهایی مسکن 40 تا 50 درصد است که حکایت از عدم برنامه­ریزی اصولی و بی­ثباتی در بازار زمین و کنترل آن دارد. که باید از کسانی که مدعی سازندگان شهر تهران بوده­اند پرسید آیا این است نتیجه عدم تغییر پایتخت؟ آیا این است نتیجه تراکم فروشی سیار؟ پس چه شد آن وعده وعیدهای سازندگی و ساخت و ساز در شهر تهران؟! بهمین علت است که می­گوئیم افزایش قیمت ساختمان لحظه­ای نبوده و فشار متمرکز دو دهه گذشته یکباره فوران کرده که صدالبته سایر مطالبات پیشگفته نیز جای دارد. بر همین اساس، پس از ملی شدن اراضی کشور، مدیریت زمینهای شهری در اختیار سازمان ملی زمین و مسکن قرار داده شد. قریب به سه دهه از فعالیت این سازمان با دو رویکرد در واگذاری زمینهای دولتی گذاشته لذا تجدیدنظر و کالبد شکافی سیاستهای واگذاری زمین با هر دو رویکرد یک ضرورت اولیه جهت تعیین سیاست اصولی و مهار قیمت زمین دارد. فراموش نشود که پدیدۀ مهاجرت شهری که یکی از عوامل اساسی رشد ساختمان مسکن در کلان شهرها و به ویژه تهران محسوب می­شود جز از طریق توسعه همگون و مناسب همه شهرهای کشور و توسعه نقاط محروم قابل مهار نمی­باشد. نگاهی به سیاستهای دهه پنجاه به ویژه در مورد صنعتی شدن استان مرکزی، توسعه شهرهائی همچون اراک و زنجان و ... ایجاد امکانات و تسهیلات در مناطق جنوب کشور مانند آبادان و اهواز در همین راستا قابل تأمل می­باشد زیرا در شرایطی که بسیاری شهرهای کشور فاقد امکانات رشد و توسعه هستند بخش فعال کاری و به ویژه جوانان جوینده کار عازم شهرهای مجاور و به ویژه تهران بعنوان هدف آینده می­شوند که این موضوع نقش مهمی در افزایش قیمت مسکن بعلت پیشی گرفتن تقاضا بر عرضه خواهد داشت.


منبع

1- مجله پیام آبادگران شمارۀ 7 جدید مقاله مسکن مهمترین نیاز و اصلی­ترین چالش شهرهای بزرگ و کلان شهر تهران

2- مقاله چالش­های مسکن در ایران دنیای اقتصاد بقلم غلامحسین دوانی